۰۱
حکمرانی هوش مصنوعی
چارچوبهایی برای همراستا کردن پذیرش هوش مصنوعی با اهداف راهبردی، شفافیت، نظارت انسانی، مدیریت ریسک، پاسخگویی و توانمندی سازمانی.

پژوهش / هوشمندی انسان–هوش مصنوعی
پژوهش دکتر علی ناظم بررسی میکند که سامانههای روزافزون هوش مصنوعی چگونه میتوانند شناخت، تصمیمگیری و رهبری انسان را توانمند کنند و در عین حال عاملیت، پاسخگویی و قضاوت مستقل انسانی را حفظ کنند.
حکمرانی هوش مصنوعی · سیستمهای تصمیمگیری انسان–هوش مصنوعی · توانمندسازی شناختی · رهبری هوش مصنوعی
پرسش اصلی تنها این نیست که هوش مصنوعی امروز برای عملکرد انسان چه میکند؛ بلکه این است که تعامل مکرر با هوش مصنوعی فردا با توانمندی انسان چه خواهد کرد.
دستور کار اصلی پژوهش
هوش مصنوعی از اتوماسیون و پشتیبانی بهرهوری فراتر رفته و بهتدریج در استدلال انسانی، قضاوت مدیریتی و تصمیمگیری سازمانی مشارکت میکند. این دستور کار بررسی میکند که این گذار چگونه رابطه میان شناخت انسان، سامانههای هوشمند، اختیار، پاسخگویی و طراحی سازمانی را تغییر میدهد.
۰۱
چارچوبهایی برای همراستا کردن پذیرش هوش مصنوعی با اهداف راهبردی، شفافیت، نظارت انسانی، مدیریت ریسک، پاسخگویی و توانمندی سازمانی.
۰۲
بررسی توزیع اختیار تصمیم، راستیآزمایی، نظارت، تشدید و اعتماد میان تصمیمگیرندگان انسانی و سامانههای هوش مصنوعی.
۰۳
بررسی اینکه تعامل مکرر با هوش مصنوعی چگونه میتواند یادگیری، کالیبراسیون، استدلال و قضاوت مستقل را تقویت کند، نه وابستگی را.
۰۴
چگونگی طراحی معماریهای تصمیم هوشمند که توانمندی انسان را گسترش دهند، بدون جایگزین کردن مسئولیت انسانی.
پیامدهای بلندمدت انسان–هوش مصنوعی
همکاری پایدار با هوش مصنوعی ممکن است پیامدهای متفاوتی برای توانمندی شناختی انسان داشته باشد. پژوهش میکوشد این امکانها را در شرایط مختلف بیازماید و هیچکدام را نتیجهای جهانشمول فرض نمیکند.
تعامل با هوش مصنوعی میتواند استدلال، یادگیری، کالیبراسیون و توان تصمیمگیری مستقل را تقویت کند.
هوش مصنوعی ممکن است بهتدریج کار شناختی را انجام دهد، بدون آنکه توانمندی زیربنایی کاربر به همان اندازه رشد کند.
در برخی شرایط، اتکای بلندمدت به هوش مصنوعی ممکن است استدلال یا قضاوت مستقل را هنگام نبود کمک تضعیف کند.
پرسشهای پژوهش
در چه شرایطی تصمیمگیری با کمک هوش مصنوعی قضاوت انسانی را تقویت میکند، نه اینکه جایگزین آن شود؟
اختیار تصمیمگیری چگونه باید میان انسان و سامانههای هوش مصنوعی توزیع شود؟
نظارت، شفافیت، تشدید و حکمرانی چگونه همکاری انسان–هوش مصنوعی را شکل میدهند؟
تعامل مکرر با هوش مصنوعی در طول زمان چه اثری بر اعتماد، کالیبراسیون، یادگیری، تلاش شناختی و قضاوت مستقل دارد؟
معماری تصمیم انسان–هوش مصنوعی
تخصیص اختیار تصمیمگیری
نظارت انسانی و تشدید
شفافیت تصمیمگیری
بلوغ حکمرانی هوش مصنوعی
چارچوبهای پژوهش
چارچوبی اجتماعی–فنی برای پذیرش مسئولانه هوش مصنوعی سازمانی با توجه به همراستایی راهبردی، شفافیت تصمیم، نظارت انسانی، ریسک و انطباق و توانمندی سازمانی.
چارچوبی نظری برای بررسی اثر تعامل پایدار با هوش مصنوعی بر شناخت رهبری از مسیر توانمندسازی، جایگزینی یا فرسایش.
مدلی برای بررسی پیکربندی کمک هوش مصنوعی، تلاش شناختی انسان، اختیار تصمیم، نظارت و پاسخگویی بهمنظور حفظ توان تصمیمگیری انسان.
رویکرد پژوهش
۰۱
تکالیف تکرارشونده استدلال و تصمیمگیری در پیکربندیهای مختلف تعامل انسان–هوش مصنوعی؛ از انسانمحور تا کمک تطبیقی.
۰۲
مدلسازی تغییرات در راهبرد استدلال، اتکای به هوش مصنوعی، کالیبراسیون عدمقطعیت، تلاش شناختی و اطمینان تصمیم.
۰۳
مطالعات میدانی آینده، مصاحبهها و موردکاویهای سازمانی درباره اثر ساختارهای حکمرانی و اختیار بر همکاری انسان–هوش مصنوعی.
آنچه پژوهش میسنجد
01کیفیت تصمیم
02کالیبراسیون اطمینان
03اتکا به هوش مصنوعی
04رفتار اصلاح و لغو
05تلاش شناختی
06یادگیری
07تشخیص خطا
08قضاوت مستقل
09عملکرد پس از کمک
10پاسخگویی ادراکشده
سامانههای کاربردی انسان–هوش مصنوعی
LipoVena AI
LipoVena AI یک سکوی هوشمندی بالینی با کمک هوش مصنوعی و با معماری پزشکدرحلقه است. این سامانه اطلاعات بالینی طولی و چندوجهی را یکپارچه میکند و مشاهدات تولیدشده توسط هوش مصنوعی را برای تقویت شناخت بالینی ارائه میدهد، بدون جایگزین کردن اعتبارسنجی پزشک، قضاوت حرفهای یا اختیار نهایی بالینی.
مشاهده پروژه →مسیر پژوهش
مرز بعدی پژوهش
دستور کار بلندمدت پژوهش ارزیابی همکاری انسان–هوش مصنوعی را از عملکرد فوری تکلیف فراتر میبرد و به توسعه، حفظ و تحول توانمندی شناختی انسان در طول زمان توجه میکند.
01شناخت طولی انسان–هوش مصنوعی
02مدلهای محاسباتی تغییر شناختی
03گسترشهای عصبشناختی استدلال با کمک هوش مصنوعی — مسیری آیندهنگر که میتواند مبنای پرسشهای تازه باشد
پرسش پشت پژوهش
این پژوهش در پی اصول طراحی سامانههای هوشمندی است که عملکرد مشترک انسان–هوش مصنوعی را بهبود دهند و همزمان عاملیت، قضاوت، پاسخگویی و رشد بلندمدت توانمندی انسان را حفظ کنند.